آيين سليماني راد
تاريخ : يکشنبه 22 / 8 / 1390 | 3:02 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي

همين بسمه

همین که تو اینجا کنار منی همین که کنارت نفس میکشم

همین که تو میخندی و من فقط کنار تو از غصه دس میکشم

همین که تو چشمای من زل زدی نگاهت پناه دل خستمه

نمیخوام که دنیا بهم رو کنه همین که کنار منی بسمه





[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 3 / 7 / 1396 | 11:49 قبل از ظهر | نویسنده : مامان ليلي


تولد تو
تولد من
مبارك



[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 22 / 6 / 1396 | 3:33 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي


تولدت مبارك.... تولدم مبارك

درست زمانی که بین همه ی اگر ها و باید و شاید ها و چون ها و چرا ها
مصصم می شوی بنشینی بر سر سجاده ی مهرش و از خدا نام مادر را التماس کنی ....
و بعد خدا منتش را ... نعمتش را.... در حقت تمام کند و نام زیبای مادر را برازنده ی باقی اسمت کند
قصه ی روزهای زندگيت عوض می شود
یکی می آید که تو، به لطف بودنش بهترین حس ها را تجربه می کنی و به ضمانتش وامِ مادرانگی می گیری...

به همینِ تسهیل بی بدلیل ... خودت به میل خودت ، خودت را از دفتر اولویت هایِ خودت، داوطلبانه خط می زنی .... و همان یک نفر را مادرانگی می کنی تا مرز مادر شدن و پدر شدنش و حتی بعد تر ....
درست مثل مادرت ....
دخترک یادت بماند که همه ی این ها خستگی دارد ... نگرانی دارد...
این حذفِ خودها!!!!! در خیلی از جاهایِ زندگی سخت است ... گاهی درد هم دارد

مهیایش باش
اما می ارزد
همه ی همه اش
به همان مادرانگی می ارزد،،



تولدت
تولد من
مبارك
✍️ ارسال مطلب و عکس در وبلاگ



[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 25 / 5 / 1396 | 3:24 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي














جشن فارغ التحصيليت مبارك مايه افتخارم
اميدوارم شاهد صعودت به قله موفقيت باشم



[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 25 / 5 / 1396 | 3:20 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي






معلم مهربانم. سركار خانم مريم منفرد. از شما بابت كلمه كلمه اي كه به پسرم اموزش داديد، سپاسگذار و قدردانيم




[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 25 / 5 / 1396 | 2:03 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي








[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 25 / 5 / 1396 | 2:01 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي











[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 25 / 5 / 1396 | 1:58 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي








آيين من و ذوق عكسبرداري از غروب آفتاب
پسرم و عشق عكس غروب




[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 25 / 5 / 1396 | 1:54 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي



























[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 9 / 10 / 1392 | 7:37 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي

 

شیرین ترین اشتباهات لپی دنیا:

نمک جون........به جای واژه نمکدون

دیرا.............بجای دریا

سقت.........بجای سقف

همکت.........بجای همکف

هشتن..........بجای هشتم

ببل..........هنوز همون بغل خودمونه

وهجه ووهجه............ورجه وورجه

 

بهترین پیشنهاد دنیا:

مامان لیلی میخای واست داداش بیارم؟؟؟؟؟(با جدیت تمام)

محکمه پسند ترین منطق دنیا:

مامان! بابا محسن دیگه بزرگ شده.. آقا شده.. جیگر شده...میتونه خودش بخوابه!! اصلا هم مسواک نزده دندوناش کرمیه...شب و همینجا بخواب باشههههه!!

قشنگترین  شب بخیر دنیا:

( در ازای هر شب بخیر) مامان شب بخیر نه !! میخوای  بری؟؟

قشنگترین افعال دنیا:

پزیدم.....................یعنی پختم

بقیچم؟.................یعنی قیچی کنم؟

نوشته................یعنی ننوشته !

 

بدترین مریضی دنیا

آخ آخ آخ...... پیچهای گیگیلیـــم شل شده........!!!  همش  جیشش میگیره

تلخترین مکالمه دنیا.

---مامان لیلی اگه من بمیرم شما دیگه بچه نداری؟؟؟

من:(   این چه حرفیه عززیـــــــــــم!! خدا نکنه بمیری!!تو نباشی من هیچ کسو ندارم .... میمیرم

----باشه نمیمیرم...من قووول میدم

وووووووووو....رمانتیک ترین  پیشنهاد ازدواج دنیا:

بابا فرامرز! خدا کنه دخترتون و بدین به من..... من قربونش میرم!





[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 9 / 10 / 1392 | 7:19 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي

 

نفسمی

دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی

به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی

بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها

بخوانی نغمه ای با مهر

دعایت می کنم، در آسمان سینه ات

خورشید مهری رخ بتاباند

دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی

بیاید راه چشمت را

سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر

دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی

با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را

دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا

تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری

و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد

مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی

دعایت می کنم، روزی بفهمی

گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است

دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد

با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست

شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا

بخوانی خالق خود را

اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور

ببوسی سجده گاه خالق خود را

دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی

پیدا شوی در او

دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و

با او بگویی:

بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست

دعایت می کنم، روزی

نسیمی خوشه اندیشه ات را

گرد و خاک غم بروباند

کلام گرم محبوبی

تو را عاشق کند بر نور

دعایت می کنم،  وقتی به دریا می رسی

با موج های آبی دریا به رقص آیی

و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی

بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی

لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی

به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی

دعایت می کنم، روزی بفهمی

در میان هستی بی انتها باید تو می بودی

بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا

برایت آرزو دارم

که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو

اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

بگیرد آن زبانت

دست و پایت گم شود

رخساره ات گلگون شود

آهسته زیر لب بگویی، آمدم

به هنگام سلام گرم محبوبت

و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را

ندانی کیستی

معشوق عاشق؟

عاشق معشوق؟

آری، بگویی هیچ کس

دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی

ببندی کوله بارت را

تو را در لحظه های روشن با او

دعایت می کنم ای مهربان همراه

تو هم ای خوب من

گاهی دعایم کن





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 23 / 7 / 1392 | 10:50 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي

چند روز پیش دیدم پسرم مشغول گفتن چند جمله نسبتا" نا مفهوم ولی با نظم و قافیه!!! بود... و قناریا دور سرش جمع بودن و   niniweblog.com

من هم ذهنم مشغول بود که آخه این وروجک  چی داره میگه؟ که حتی من مامان هم نمیتونم متوجه شمniniweblog.com

خلاصه یه روز که داشتم براش شعر میخوندم  دیدم پسرم با همون جملات داره با من همراهی میکنه!!niniweblog.com

واااای بازم ذوق زده شدم و کلی خوشحال ....niniweblog.com

                       

اینم از شعر پسرم:

دو  دد                 هوا  دد             بابا  دد

و حالا شعر ما به همراه  مامان :

niniweblog.com

 یه توپ دارم قلقلیه ( آیین :  دو  دد )  

 سرخ و سفید و آبیه

میزنم زمین هوا میره

(آیین  هوا  دد نمیدونی تا کجا میره   من این توپ و نداشتم   مشقامو

 خوب  نوشتم

بابا به من عیدی داد  ( آیین : بابا  دد )

یه توپ قلقلی داد!!!!!!

niniweblog.com

به همین بهانه کوچک باز هم تمام وجودم از شیرینی حضورت سرشار شد...

چه خوب که هستی!niniweblog.com

 





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 23 / 7 / 1392 | 10:49 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي

اشتیاق درونم را با کدام جمله می توانم ابراز کنم؟

 کوچکی ام را با دست های خالی ام فریاد می زنم.

 چشم هایم سوسو می زند به سمت آسمان رضایت نگاهت.

 لختی بخند تا جان بگیرد در من شور زندگی!

 کمی نوازش کن گیسوان رها شده در بادم را که من نیازمند محبت خدایی ات هستم.

 امروز روز توست؛ دست کم امروز برای خودت باش!

 

 هیچ وقت میان دوراهیِ من و خودت گیر نکردی و همیشه من را به جای خودت برگزیدی.

 تو هنرمندترین زن روزگاری که خودت را وقف هنر پرورش من کردی.

 آرزوهای دوردستت و حرف های نگفته ات، در سکوتت موج می زند.

 در برابر کوتاهی هایم هیچ شکایتی نکردی و با عفو متواضعانه ات مرا شرمنده کردی.

 «مادر»

 دست های حقیرانه ام را که سبد سبد شکوفه سپاس برایت هدیه آورده است، بپذیر!

  روزت مبارک!

 





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 23 / 7 / 1392 | 10:48 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي

دلم گرم خداوندیست که با دستان من 

 گندم برای یا کریم خانه میریزد!

چه بخشنده خدای  عاشقی دارم! که می خواند مرا

 با آنکه میداند گنهکارم,

دلم گرمست و میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم.

ای دوست برایت من خدا را آرزو دارم....





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 23 / 7 / 1392 | 10:34 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي

دلیل پرخاشگری کودک چرا کودکان مهد کودکی پرخاشگر می‌شوند ؟ -

مهد کودک: کودکان خوشحال که دورهم می‌چرخند؛ دانش‌آموزان شاد و باهوش که کتاب‌ها و مدادرنگی‌هایشان را با هم شریک می‌شوند. بچه‌های رقیب که همدیگر را برای نفر اول بودن در صف هل می‌دهند...

 

علی رغم اینکه پرخاشگری برای شما (و دیگر والدینی که با آن روبرو می‌شوند) ناخوشایند است، در فرایند رشد کودک 5 ساله کاملاً عادی‌ست. در حقیقت، تقریباً هر کودکی در این سن اسباب‌بازی دوست خود را می‌دزدد، لگد می‌زند، مشت می‌زند، یا گاه به گاه داد می‌زند. برخی اوقات دلیل این امر یک ترس ساده است. برای مثال اگر کودک شما احساس می‌کند که از جانب کس دیگری به حاشیه رانده می‌شود ممکن است از کوره در برود. دیگر محرک‌ها بیشتر به شرایط پیش‌آمده بستگی دارند تا به غریزه. در نهایت، کودک مهدکودکی شما در حال تنظیم خود با یک برنامه‌ی جدید استرس زا و یادگیری مهارت‌های جدید است. وی ممکن است به راحتی از هرچه که سعی می‌کند انجام دهد عصبانی شود، و عصبانیت خود را سر هم‌کلاسی‌اش خالی کند. و برخی اوقات کودک شما فقط خسته و گرسنه است. او دقیقاً نمی‌داند چه‌کار باید کند، لذا با فریاد، دعوا یا خشم به این وضعیت واکنش نشان می‌دهد.
خبر خوب این است که، کودک شما به زودی بر قسمت عمده‌ی رفتار پرخاشگرانه‌ی خود غلبه خواهد کرد. در 5 سالگی، مهارت‌های زبانی وی تا حد زیادی توسعه یافته است و می‌آموزد که می‌تواند به جای مشت و لگد از کلمات برای حل مسائل خود استفاده کند. همچنین به واسطه‌ی آزمون و خطا (و کمک شما) می‌آموزد که از حرف زدن و بحث در مورد یک مسئله نتیجه‌ی بهتری می‌گیرد تا از نزاع و درگیری فیزیکی. در این حین، همچنان لازم است که کودک خود را به سمت رویکردی عاری از پرخاش به زندگی راهنمایی کنید  و چشم به راه مسائل عمیق‌تری باشید که رخ می‌دهند.


برای مقابله با پرخاش‌گری چه می‌ توان کرد؟

بقیه در ادامه مطلب:



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 23 / 7 / 1392 | 10:13 بعد از ظهر | نویسنده : مامان ليلي

 

 حساس بودن والدين نسبت به ويژگی هاى رفتار جنسى کودکان خود و اينکه چگونه و از چه سنى بايد کودک خود را در اين زمينه آگاه کنند تا در کسب هويت جنسى خويش موفق باشند. دکتر قاسم زاده در اين بخش از گفتگو به موقعيتهايى اشاره مى کند که در مواجهه والدين با کودکان و در خصوص رفتارهاى جنسى بايد مورد تأمل و دقت قرار گيرد.

چنانچه پدر و مادرى پاسخ سؤالى را ندانند، بايد چه برخوردى داشته باشند؟

نه تنها در مورد مسائل جنسيتى، ممکن است در زمينه ديگرى هم سؤال کنند که پدر و مادر جوابش را ندانند. آنها مى توانند به صراحت و سادگى ابراز کنند که نمى دانند و بگوييد که بيا با هم به سراغ کتابى برويم و جواب سؤالاتمان را بگيريم و يا با همراهى، او را به سمت مشاور يا معلمى راهنمايى کنند که در اين صورت، نوعى انعطاف پذيرى هم به بچه ها ياد مى دهيم که اگر آنها هم چيزى نمى دانند، به دنبال اطلاعات غلط و منابع نادرست نروند. يکى از تکنيکهاى ديگر در موقعيتهايى که والدين جواب سؤال را نمى دانند يا غافلگير مى شوند، حفظ خونسردى است و سپس با تسلط به نفس خود، برگشت سؤال به طرف مقابل است که مثلاً گفته شود که خودت در اين مورد چى فکر مى کنى؟ که هم از اين طريق ميزان اطلاعات او را مى فهميم و اينکه اطلاعاتش را از کجا به دست آورده و هم در آن زمان مى توانيم جوابى که درخور نياز و متناسب با سن او باشد، هرچند ساده بيان کنيم. آنچه توصيه مى شود، اين است که در اين موقعيتها هيچگاه نبايد دروغ گفت و يا سؤالى را سرکوب کرد. والدين مى توانند تا حدى که مى دانند، پاسخگو باشند و بقيه اطلاعات را به زمان ديگر موکول کنند.

روشـــهاى ترساندن از رفتارهاى جنســـى و يا برخوردهاى سرکوبگـــرانه يا حتى سهل گيـــرانه چه عواقبى مى تواند در پـــى داشته باشد؟

در ادامه مطلب بخوانید:



ادامه مطلب

[موضوع : ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد